ترجمه هلندی به فارسی , هلند ، گويش - ، هلندي زبان ، هلنديها ، مردمان ، مردم ، گيلدر ، ديوان لاهه ، نيدرلند ، نيدرلندي ، آمستردام پايتخت ، تاريخ و فرهنگ ، يدي ، يديش ، آفريکانس ، شهر اوترخت ، شهرهاي هارلم ، رتردام ، روتردام ، دلفت ، ايندهوون ، گرونينگن ، مه پل ، آرنم ، آنتورپ ، ترجمه ، برگردان ، انگليسي ، آلماني ، آلمان نازي ، اشغال توسط نيروهاي آلمان ، آفريقاي جنوبي ، فرهنگ هلندي به فارسي ، آموزش هلندي ، درس ، فريزلند ، فريسلند ، فرش ايراني ، قالي ايران ، پارسي ، پارس ، گليم ، اندونزي ، زبان ، دستور ، گرامر ، واژه نامه ، لغتنامه ، لغت نامه ، راين ، فرانکها ، ژرمني ، ژرمنها ، ژرمن ، هندواروپايي ، ميانه ، سفلي ، عليا ، باستان ، نو ، جديد ، امروزي ، مدرن ، واژگان ، آنلاين ، دانلود ، واژه ها ، درياي شمال ، اروپا ، اروپايي ، از سرزمين گل ، گاو ، لاله ، ادبيات ، موسيقي ، هنر و زيبايي ، راهنماي سفر به ، آسياب هاي بادي مکالمات روزمره ، نقاش مشهور ، ونسان وان گوگ ، نقاشي ون گوگ ، ونسانت ونگوگ ، الفباي ، ميوس ، ماس ، شلت ، مشروطه سلطنتي ، پناهنده ، پناهندگي ، سازمان ملل ، کاخ ، موزه ملي ، شهرداري ، تروپيکال ، دروازه واگ ، پناهندگان ، خبر ، اخبار ، حقوق بشر ، جمهوري اسلامي ، خليج فارس ، تمدن ، انگليسي ، اسلام ، اسلامي ، محمد ، دري ، تاجيکي ، افغانستان ، افغاني ، هندو اروپايي ، ماستريخت ، درنته ، فريزلند ، گلدرلند ، گرونينگن ، ليمبورگ ، برابانت شمالي ، اووريل ، زيلند ، لوواردن ، کامپن ، زوول ، دونتر ، زوتفن ، رود ايسل ، جزاير فريز ، ترشلينگ ، چزيره مارکن ، هورن ، ولندام ، زاندارم ، برگن آن زي ، ويک آن زي ، زاندروت ، آلسمير ، ناردن ، آرنهم ، لوزدويک ، کاتويک ، شونينگن ، لايدن ، گودا ، دلفت ، شيدام ، مورديک ، بردا ، اوتيل بورگ ، ايندهوون ، زيرکزي ، يرسک ، دومبورگ ، والکرن ، ميدل بورگ ، جنوبي هلند ، گويش - ، هلندي زبان ، هلنديها ، مردمان ، مردم ، گيلدر ، ديوان لاهه ، نيدرلند ، نيدرلندي ، آمستردام پايتخت ، تاريخ و فرهنگ ، يدي ، يديش ، آفريکانس ، شهر اوترخت ، شهرهاي هارلم ، رتردام ، روتردام ، دلفت ، ايندهوون ، گرونينگن ، مه پل ، آرنم ، آنتورپ ، ترجمه ، برگردان ، انگليسي ، آلماني ، آلمان نازي ، اشغال توسط نيروهاي آلمان ، آفريقاي جنوبي ، فرهنگ هلندي به فارسي ، آموزش هلندي ، درس ، فريزلند ، فريسلند ، فرش ايراني ، قالي ايران ، پارسي ، پارس ، گليم ، اندونزي ، زبان ، دستور ، گرامر ، واژه نامه ، لغتنامه ، لغت نامه ، راين ، فرانکها ، ژرمني ، ژرمنها ، ژرمن ، هندواروپايي ، ميانه ، سفلي ، عليا ، باستان ، نو ، جديد ، امروزي ، مدرن ، واژگان ، آنلاين ، دانلود ، واژه ها ، درياي شمال ، اروپا ، اروپايي ، از سرزمين گل ، گاو ، لاله ، ادبيات ، موسيقي ، هنر و زيبايي ، راهنماي سفر به ، آسياب هاي بادي مکالمات روزمره ، نقاش مشهور ، ونسان وان گوگ ، نقاشي ون گوگ ، ونسانت ونگوگ ، الفباي ، ميوس ، ماس ، شلت ، مشروطه سلطنتي ، پناهنده ، پناهندگي ، سازمان ملل ، کاخ ، موزه ملي ، شهرداري ، تروپيکال ، دروازه واگ ، پناهندگان ، خبر ، اخبار ، حقوق بشر ، جمهوري اسلامي ، خليج فارس ، تمدن ، انگليسي ، اسلام ، اسلامي ، محمد ، دري ، تاجيکي ، افغانستان ، افغاني ، هندو اروپايي ، ماستريخت ، درنته ، فريزلند ، گلدرلند ، گرونينگن ، ليمبورگ ، برابانت شمالي ، اووريل ، زيلند ، لوواردن ، کامپن ، زوول ، دونتر ، زوتفن ، رود ايسل ، جزاير فريز ، ترشلينگ ، چزيره مارکن ، هورن ، ولندام ، زاندارم ، برگن آن زي ، ويک آن زي ، زاندروت ، آلسمير ، ناردن ، آرنهم ، لوزدويک ، کاتويک ، شونينگن ، لايدن ، گودا ، دلفت ، شيدام ، مورديک ، بردا ، اوتيل بورگ ، ايندهوون ، زيرکزي ، يرسک ، دومبورگ ، والکرن ، ميدل بورگ ، جنوبي holandi , holand , Iraans , Iranian , Iraanse , Iran , Persia , Iraniër , Perzië , Perziër , Perzisch , Perzische Golf , Persian Gulf , Nederduits , Low German , Nederland , Holland , the Netherlands , Nederlander , Dutchman , Nederlanderschap , nationality , Nederlands , language , Nederlandse , Antillen , Antilles , taal , Dutch , Hoek van , Hook of , Hollander , Hollands , Noord-Holland , North Holland , woord , word , woordelijk , literal, verbatim , word-for-word , woordenboek , dictionary , vocabulary , woordenschat , vocabulaire , woorden , beschaven , civilization , beschaving , culture , cultuur , culture , teelt , Engeland , England , Engels , English , Engelse , Englishwoman , geschiedenis , history , historie , overzetting , translation , translaat , translatie , vertaling , linguïst , linguist , linguïstisch , linguistic , tongue , taal- , taaleigen , idiom , taalgeleerde , taalkundig , taalkundige , glossarium , glossary , vakwoordenboek , terminology , vakwoordenlijst , spreekwoord Groot handgemaakt perzisch tapijt , Muzelman , Mohammed , Muhammad , mohammedaan , Mohammedan , Moslem , Muslim , Mussulman , mohammedanisme , islam , islamiet , islamitisch , Islamic , Afghaan , Afghaans , Afghan , Afghaanse , Afghanistan , Van Wikipedia , Farsi of Dari , Arische , Afganistan , Tadzjikisch , vaan Tadzjikistan , Aajdperzisch , Avestisch , Middelperzisch of Pehlewi , Nuiperzisch vaan de islamitische , literatuur , Sanskriet , Indo-Iraanse of Indo-Arische , Aafkomstig van Wikipedia, de Vriej Encyclopedie , Nieuw-Perzisch , Indo-Europese , met dichters als Firdousi , Ferdowsi , Satem-talen , talen , het , in , en , de , Zelfstandig naamwoord , republiek , republic , land , country , Vertaler , Vertaling uit het Perzisch naar het Nederlands en uit het Nederlands naar het Perzisch

 


 


معرفي کتاب

     

Dutch Language & Culture

فارسي / انگليسي

 

• ترجمه هلندی به فارسی •

تحقيقات مربوط به زبان و فرهنگ هلندي:

لينک زبان فارسي و هلندي

چکيده اطلاعات در باره هلند

 

ترجمه هلندی به فارسی

 

 

 

  زبان هلندي

 

زبان هلندي ، زبان ملي هلند و يكي از دو زبان رسمي بلژيك است . در عرف عمومي زبان انگليسي ، عبارت Dutch ( هلندي ) براي نيدرلندي هلند ، و عبارت Flemish براي نيدرلندي بلژيك بكار مي ‏رود . اما در حقيقت آنها يكي بوده و زبان معيار يكساني مي‏ باشند . نيدرلندي در اشكال مختلف خود ( زبان معيار و گويش ) ، زبان آباء و اجدادي بيشتر هلندي‏ها مي‏ باشد . موارد استتْناء ، استان فريسيايي‏ ـ ‏زبان فريسلند (Friesland) -است . افزون بر اينها ، در شمال بلژيك و بخش كوچكي از فرانسه كه در غرب بلژيك قرار دارد نيز به اين زبان تكلم مي ‏شود . زبان نيدرلندي همچنين بعنوان زبان اداري در سورينام و آنتيل‏هاي هلند (Netherlands Antilles) ـ كه مستعمرات سابق هلند مي ‏باشند ـ استفاده مي‏ شود .


زبان اشتقاقي از اين زبان كه آفريكن نام دارد يكي از زبان‏هاي ملي جمهوري آفريقاي جنوبي مي ‏باشد ( زبان دوم ، انگليسي است ) .
نيدرلندي بعنوان يك زبان نوشتاري، كاملاً يكنواخت مي‏ باشد . اين زبان نوشتاري ، در هلند و بلژيك تفاوت دارد اما ميزان اين اختلاف ، به آن اندازه‏ اي كه ميان انگليسي نوشتاري در آمريكا و بريتانياي كبير موجود است نمي ‏باشد . اما بعنوان يك زبان گفتاري ، تنوع بسيار بيشتري نسبت به آنچه در انگليسي آمريكاي شمالي مي‏ باشد در اين زبان موجود است .


در يك سو ، نيدرلندي معيار قرار دارد كه
Algemeen Beschaafd Nederlands ( نيدرلندي همگاني فرهيخته ) خوانده مي‏ شود . اين زبان ، براي مقاصد رسمي و عمومي بوده و زبان آموزشي در مدارس و دانشگاهها مي‏ باشد . نيدرلندي معيار ، در همه جا نسبتاً يكنواخت بوده ، اگرچه متكلمان آن ، بواسطه تكيه در سخن گفتن خويش ، منطقه عمومي ‏اي كه از آن آمده‏ اند را نشان مي‏دهند . از سويي ديگر ، گويش‏هاي محلي قرار دارد كه ميان خانواده و دوستان و نيز افراد يك روستا بكار مي‏ رود .

 

 

 

 

  تاريخچه زبان هلندي

 

زبان نيدرلندي ، در اصل از زبان گروه راين ـ ‏وزر (Rhine-Weser) و بطور اخص زبان فرانك‏هايي (Frank) كه در طول سده ‏هاي چهارم و پنجم پيش ‏از ميلاد ، به بيشتر نواحي اين سرزمين وارد شدند اشتقاق شده است . در عين حال اين زبان ، بسياري از اشكالي كه از تكلم ساكنان ژرمني نواحي ساحلي درياي شمال ، اشتقاق يافته‏ اند را نشان مي‏ دهد . براي نمونه واژه امروزي vijf بمعناي " پنج " ( در ژرمني اوليه ، بصورت *fimf خواهد بود ) ، افت صوت خيشومي f ژرمني نمونه درياي شمال را نشان مي ‏دهد . از سوي ديگر واژه امروزي mond بمعناي " دهان " ( در زبان ژرمني اوليه ، *munp- ) ، و ons بمعناي " مال ما " ، حفظ n پيش از p و s را بيان مي‏ دارد . اما افتادن n پيش از p ، در اسامي مكان‏هايي همچون Ijmuiden ( دهانه رود ايج ) نمود يافته و افتادن n قبل از s ، در اشكال شايع محلي us و os ( بمعناي " مال ما " ) نمود مي ‏يابد .


مداركي كه به زبان نيدرلندي نوشته شده‏ اند تا پايان سده دوازدهم نمود نيافته و با ادبيات غني‏اي كه هلندي ميانه و نيدرلندي ميانه ناميده مي‏ شود پديدار مي ‏گردد . از دوره پيشين آن ـ نيدرلند باستان ـ تا به امروز ، تنها تعداد معدودي تفسير ، نام و واژگان منفردي كه در مدارك لاتيني آمده ‏اند موجود مي‏ باشد . در ارتباط با زبان نيدرلندي (گرچه نه اصلاً از آن ) استنساخ‏هايي ـ بخشي بصورت متون داراي الفباي رونيك و برخي ، واژگان منفرد ـ هستند كه از دست‏نوشته مفقودشده ‏اي كه ظاهراً ترجمه ميان‏ سطري كتاب مزامير از زبان لاتين به فرانكني سفلاي باستان (
Old Low Franconian) را دربرداشت .


گسترش زبان نيدرلندي امروزي ، با تاريخ سياسي و اقتصادي منطقه گره خورده است . در ميانه سده شانزدهم ، كلام براباند (
Brabant) و شهرهاي عمده آنت‏ورپ (Antwerp) و بروكسل مي ‏رفت كه اين زبان ، براي تمام منطقه نيدرلندي‏ زبان ، معيار گردد . سپس شورش در برابر اسپانيا روي داده و در طي آن ، ايالت شمالي هلند از ايالت‏هاي جنوبي نيدرلندي جدا گرديد.


اين انشقاق سياسي ميان ايالات‏هاي متحد هلند در شمال و هلند اسپانيا در جنوب ، داراي پيامدهاي زبانشناختي درازآهنگ بود . در شمال مساعد و نيرومند ، يك زبان معيار ـ برمبناي زبان شهرهاي بزرگ ـ سريعاً گسترش يافت . اين امر همچنين نفوذ مهم فرهنگي آوارگان برابانت ـ كه قبل و بويژه بعد از سقوط شهر آنتورپ در سال 1585، به شمال ( و بيشتر از همه به آمستردام ) گريخته بودند ـ را نشان مي‏ داد . در جنوب ، زبان فرانسه درميان رده ‏هاي بالاتر اجتماعي متداول گرديد. رده ‏هايي كه در آنها اين زبان كمتر متداول بود همچنان به استفاده از گويش نيدرلندي ("فلميشي") ادامه مي ‏دادند.


تسلط فرهنگي فرانسه در جنوب در طي دوران فرمانروايي فرانسوي‏ها در فاصله سال‏هاي 1814ـ1795 افزايش يافت اما در طول سالياني كه هلند و بلژيك مستقلاً متحد گرديدند (30ـ1815) اين غلبه فرهنگي كاهش يافته و دوباره ـ پس از تأسيس پادشاهي بلژيك در سال 1830 ـ رو به‏ تزايد نمود. در آن زمان زبان فرانسه، تنها زبان رسمي بود كه بگونه‏ اي گسترده در امر حكومت ، دادگاه‏ها و مدارس بكار مي ‏رفت . اين مبارزه طولاني به زبان نيدرلندي، موقعيّتي برابر با زبان فرانسه داده و به قانون 1938 در خصوص اين زبان منجر شد كه بموجب آن ، زبان نيدرلندي ، زبان منحصر بفرد اداري در بلژيك شمالي گرديد . تلاش‏هاي بيشماري براي ايجاد يك زبان فلميشي معيار ـ متفاوت از نيدرلندي شمال ـ انجام شد اما سرانجام زبان نيدرلندي معيار ـ كه در هلند برقرار گرديده بود ـ براي بلژيك شمالي نيز پذيرفته شد. از نظر نوشتاري ، نيدرلندي كاملاً يكنواخت مي ‏باشد.

 

 

 

 

  فرهنگ فارسي به هلندي

   نگارندگان: رحيم جليني- رحمان جليني

    سال تاليف: ١٣٧٢

   وضعيت نشر: متن کامل بزودي در روي اينترنت

Perzisch-Nederlands woordenboek
  
By: Rahim Jelini- Rahman Jelini

 

 

 

 

  فرهنگ آنلاين هلندي به فارسي

بزودي در اين وب سايت (www.w3-i.com)

 

 

 

 

  واژگان فارسي در زبان هلندي

 

مردمان اروپا (و از آن جمله مردم هلند) بواسطه مبادلات مختلف فرهنگي، علمي و بازرگاني با كشورهاي شرقي در طول تاريخ، واژگان وام گرفته بيگانه بيشماري در ميان خود بكار برده ‏اند كه در اين ميان زبان‏هاي ايراني، بويژه در زمينه شيمي و علوم معدني، گياه‏شناسي و نيز فرهنگ عامه بيشترين واژگان وام گرفته در زبان‏هاي اين مردمان را به دست داده ‏اند.

 

       مجموعه واژگان ايراني در زبان‏هاي اروپايي، حاكي از يك سلسله تماس‏هاي مستقيم و ارتباطات غيرمستقيم گويندگان ايراني با مردمان اروپايي در دوره ‏هاي مختلف تاريخ بوده است. بسياري از آنها، گوياي فرهنگ بين ‏الـمللي ايراني هستند كه در طي دوران استيلاي اقوام بيگانه، يا به حالت محبوس درآمده و يا با واسطه از طريق فاتحان عرب و ترك، توانستند در دنيا نمودار گردند. و بنابراين مي‏توان گفت كه مجموعه واژگان زبان‏هاي اروپايي، دربردارنده ميراث‏هاي فرهنگي نژاد ايراني است.

 

بررسي اين موضوع در زمينه زبان هلندي بطور اعم در يک تحقيق که بعدها به نام فرهنگ ايراني در غرب منتشر گرديد آمده است. تحقيق بطور اخص در اين زمينه در دو سال اخير انجام شد که در اينده به صورت يک پايگاه  اطلاعاتي آماده ساري مي شود. اما فهرست زير بخشي از فهرست پاياني کتاب "فرهنگ ايراني در غرب" است که چندين نمونه از واژگان فارسي در زبان هلندي در آن آمده است.

  

        هلندي

انگليسي           

ريشه فارسي               

Britsch Indie.

India

  (واژه فارسي باستان)Hindu

brons (برنز)             

bronze

برنج

kaviaar (خاويار)           

caviar, caviare

خاويار

kers                   

cherry

گيلاس

koek                   

cake

كاك

limonade (ليموناد)     

lemon

 ليمون

oranje (نارنـجي)         

orange

نارنگ (و نيز نارنج)

peper, wat

pepper

پلپل (و نيز فلفل)

perzik

peach

فارسي

pyamma, een

pajamas

پاي‏جامه

rijst

rice

برنج، وريزي

risico, n.

risk

روزيك (واژه فارسي ميانه)

riskeeren

risk   (ريسك كردن)

 

sandal-en    (صندل)   

sandalwood

سندل

sjaal, een

shawl

 شال

spinazie

spinach, spinage

اسپناخ (و نيز اسپناچ و اسفاناخ)

suiker, wat (قند، شكر) 

sugar

شكر

tafzij (تافته)         

taffeta

تافته

tapijt, n.             

 

 carpet

 

تناثس، تنافس، تنبسه (برهان قاطع)،

كارپيچ (برهان قاطع)

tijger (ببـر);  ; tijgeroog (چشم ببـر)  

tiger

 (واژه ايراني)tigra-

 

 


 مجله اينترنتي ويژه

   موسسه ارتباطات بين المللي اطلاعاتي توس

   مدير مجله اينترنتي: رحمان جليني

   ناظر اطلاعات علمي و تکنولوژي: رحيم جليني

 

برگشت به سایت ارتباط  |  برگشت به صفحه اصلي  |  برگشت به صفحه اصلي سايت


 

Copyright  2006-2012 TIIIC. All right reserved.